یکشنبه 5 اسفند 1397 335

نشست بازاندیشی چهل سال تعامل ادبیات فارسی و انقلاب اسلامی برگزار شد

نشست بازاندیشی چهل سال تعامل ادبیات فارسی و انقلاب اسلامی با حضور دکتر غلامحسین زاده، رئیس دانشکده علوم انسانی و اساتید رشته زبان و ادبیات فارسی از جمله حسینعلی قبادی، محمدرضا ترکی، قاسمعلی فراست، قدرت الله طاهری، محمود بشیری و محمدرضا موحدی سی ام بهمن ماه در سالن استاد میرحسنی دانشکده علوم انسانی برگزار شد.

نشست بازاندیشی چهل سال تعامل ادبیات فارسی و انقلاب اسلامی برگزار شد

در این مراسم، دکتر غلام حسین زاده رئیس دانشکده علوم انسانی دانشگاه با اشاره به اینکه این نشستی تخصصی در خصوص انقلاب اسلامی و از زمره نشست‌های چهل ساله انقلاب اسلامی است، گفت: عنوان نشست بازاندیشی تعامل ادبیات فارسی و انقلاب اسلامی این معنا را القا می‌کند که ادبیات نیاز به یک بازنگری مجدد در چهل سالگی انقلاب دارد تا ببینیم ادبیات و انقلاب چه تاثیری بر یکدیگر داشته اند؛ چرا که ادبیات و جامعه ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.
وی افزود: اجتماع و جریان های فرهنگی و سیاسی بو تحولات عظییم که ر جریان اجتماعی در دوره انقلاب داشتیم ، تشخصی به ادبیات بخشیده است که باید دقیق تر به آن نگاه کنیم. امروز چهل سال از انقلاب را پشت سر گذاشته ایم و می توانیم ببینیم تعامل میان ادبیات و انقلاب به چه صورت بوده است و با نگاهی به آینده پیش بینی کنیم به کجا می رویم و ادبیات در جریانات اجتماعی چه کمکی به ما خواهد کرد.
در ادامه دکتر حسینعلی قبادی استاد دانشگاه تربیت مدرس با بیان اینکه هدف ما این است که به تخیل مشترک، عاطفه جمعی ملی و افزایش مخاطبان ادبیات انقلاب اسلامی برسیم گفت: گاهی به جای دفاع خوب از ادبیات انقلاب اسلامی تنها معترضان را برمی انگیزانیم و باید بتوانیم دفاع علمی و روش مندتری داشته باشیم.
وی تصریح کرد: باید چالش پنهان فراروی ادبیات انقلاب اسلامی را بازاندیشی کنیم و به این موضوع برسیم که با آثار در تراز جهانی و تراز سرآمدی ادبیات ایران فاصله داریم.
وی افزود: بنیادی ترین پرسش می تواند این باشد که چه نسبتی بین انقلاب اسلامی با مجموعه ادبیات فارسی برقرار است. اگر بخواهد فلسفه واقعی زیباشناسانه ادامه پیدا کند باید نگاه کلی داشته باشیم تا به این برسیم که ادبیات انقلاب اسلامی در کشور داشته باشیم. ما نباید نگران باشیم چرا که ادبیات انقلاب اسلامی آنقدر پایه دار است که یک ادبیات را رقم می زند ما نباید هراس داشته باشیم و بگوییم این ادبیات باید یک گوشه ای باشد و باید معرفت گرایی کنیم.
عضو هیات علمی دانشگاه با اشاره به اینکه باید درباره بالا بردن تراز آثار در دنیا و مجموعه ادبیات فارسی سخن بگوییم، اظهار داشت: تعاملات را می توانیم در چند گونه و سطح، معنی و تفسیر کنیم. هرچه زمان جلوتر برود؛ ادبیات فارسی هم به سمت مکالمه و مفاهمه رفته است و در رمان و شعر باید به این وسعت دید برسیم. حرکت به سمت مکالمه و مفاهمه ادبیات، قوت ادبیات انقلاب اسلامی است این یک فرصت و تهدید نیست، اتصال است و انفصال نیست، همه این ها به نفع ادبیات خواهد بود به شرط آنکه چالش های آن را بشناسیم.
وی افزود: در حوزه ترجمه بیش از ۵۰۰ اثر تالیفی و بیش از هزار ترجمه در حوزه نقد ادبی در دوران انقلاب اسلامی منتشر شد. انقلاب اسلامی پدیده مدرن است که اتصال با جهان مدرن داشت در زمینه‌های تک نگاری، خاطره نویسی ادبیات کودک و نوجوان و ادبیات عامه رشد کرده و انقلاب اسلامی فوق العاده به ادبیات فارسی کمک کرده است.
در ادامه این همایش محمود بشیری عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: در دانشگاه ها صحبتی از ادبیات فارسی نیست و ادای دین نمی شود. خبری از افرادی که متولی انقلاب بودند نیست.
وی با بیان اینکه انقلاب و ادبیات انقلاب تثبیت شده است. هیچ فکر و اندیشه ای نیست که بخواهد بماند و نیاز به ادبیات و حمایت نویسندگان نداشته باشد. افزود: تنها مسئله ای که برای متولیان انقلاب مهم نیست، فلسفه انقلاب است.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص جریان های ادبیات داستانی، تصریح کرد: شش دسته و جریان برای ادبیات انقلاب در نظر گرفته می شود. دو جریان اصلی که از ویژگی های ادبیات انقلابی اعم از هویت اسلامی و هویت ملی، بومی و اصیل در انقلاب است. که در این زمینه داستانی مثل رامیرا از صادق کرمیار ، مامور از علی موذن و کمی دیرتر از سید مهدی شجاعی نوشته شد.
وی در ادامه به بررسی شش جریان ادبیات انقلاب پرداخت.
در این مراسم دکتر محمد رضا ترکی، استاد دانشگاه تهران در سخنانی اظهار داشت: درست نیست که شاعران و نویسندگان را به دو دسته انقلابی و غیر انقلابی مرزبندی کنیم؛ زیرا شاید شاعری لقب انقلابی داشته است، اما در شعر وی مولفه های انقلابی دیده نشود.
محمد رضا ترکی با بیان اینکه ، شاعری نیز ممکن است انقلابی نباشد، اما شعر وی سراسر در چارچوب شاخص های انقلاب باشد، افزود: متاسفانه یا دایره شاعران انقلابی را گسترش می دهیم یا آن را به دو نفر محدود می کنیم که هر دو اشتباه است.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به اینکه نباید نقش برخی شاعران را در انقلاب انکار کرد، گفت: حتی آنها که شعر انقلاب را نقد می کنند، یعنی هویت ادبیات انقلاب را پذیرفته اند بنابراین نباید با موضع گیری با آنها برخورد شود.
وی با اشاره به اینکه اول باید از مفهوم گسترده تر به نام ادبیات پایداری صحبت کنیم، گفت: این نوع ادبیات هم مانند ادبیات انقلاب اسلامی درست تعریف نشد ادبیات پایداری ادبیاتی است که در جهت اهداف و آرمان های یک هویت ملی، فرهنگی و یا هرچیز دیگری آفریده شده است.
وی با بیان اینکه وقتی یک هویت در معرض خطر قرار بگیرد ادبیاتی را برای حفظ این هویت می آفرینند، گفت: باید یک هویت مشروع و قانونی باشد.
دکتر ترکی با اشاره به اینکه ادبیات پایداری در سراسر جهان اتفاق نمی افتد یا اگر اتفاق بیفتد ادبیات مشروع و مقدس است، اظهار داشت: ادبیات پایداری در بسیاری از جاها ممکن است ادبیات صلح باشد. هرجا اعتراض بود الزاما ادبیات پایداری و انقلاب رخ نداده است؛ ممکن است ادبیات اعتراضی یا پایداری متفاوت باشد. ادبیات پایداری و انقلاب، ادبیات غنایی است چون از اخلاق در آن صحبت می کنیم. تا قبل از انقلاب اسلامی، ادبیات پایداری، اعتراض، مبارزه، جنگ، فتح نامه ها و از اینگونه چیزها نداشتیم چون هویت ما مورد تعرض قرار نگرفت.
وی با بیان اینکه هزاران سال ادبیات ما یا ادبیات درباری یا ادبیات صوفیانه بود،گفت: در دوران مشروطیت، چیزی به اسم ادبیات پایداری نداریم بلکه ادبیات اعتراضی یا تسلیم در آن دوران بود اما بعد از ظهور انقلاب اسلامی شاهد ادبیاتی هستیم که در برابر فرهنگ غرب می ایستد. از اوایل دهه چهل شاهد ادبیات انقلاب اسلامی هستیم این ادبیات مبتنی بر هویت دینی و ملی است و هرجا که در آن مولفه های انقلاب رخ دهد ادبیات انقلاب است.
در ادامه قاسمعلی فراست، نویسنده و پژوهشگر ادبی با اشاره به اینکه در هر کشوری ادبیات نوشته شده ای داریم که چاپ نشده اند، آن را نشانه قدرت ادبیات دانست و بیان کرد: ادبیات پایداری و مقاومت پا به پای انقلاب ایجاد شد اگر یک مقدار به ادبیات جدی تر نگاه کنیم. از یک طرف انقلاب در ادبیات اثر می گذارد و از طرف دیگر ادبیات در انقلاب تاثیر می گذارد.
وی با بیان اینکه انقلاب ادبیات را غنی می کند و وقتی انقلاب می آید سوژه های جدیدتری با خود می آورد، گفت:این سوژه ها از یک طرف ادبیات را غنی می کند و از طرف دیگر روی بقای انقلاب نقش دارد.
فراست افزود: یکی از راه های جهانی شدن، بومی نویسی است که اگر بومی نویسی می کردیم ادبیات ما جهانی می شد.
این نویسنده معاصر عنوان کرد: انقلاب ادبیات را غنی ساخت، همچنین ادبیات روی بقای انقلاب نقش داشت. در ابتدای انقلاب و دفاع مقدس همراه با شور بود و رسالت ادبیات انتقال این شور و روحیه ایثارگری به نسل کنونی است.
وی عنوان کرد: پس از انقلاب آثار بیشتر دارای شور انقلابی بود تا شعور ادبی. پیشکسوتان کنار رفتند و یک عده جوان با شور انقلابی کتاب چاپ کردند.
در ادامه همایش محمدرضا موحدی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: استادان خارجی ادبیات، بیش از اساتید داخلی با آثار انقلابی آشنایی دارند و آثار شیوا ارسطویی و زویا پیرزاد را خوانده اند.
وی ادامه داد: در نگاه آماری به محصولات ادبی از اسفند 57 تا پایان دی ماه، 40 هزار داستان از وزارت ارشاد مجوز گرفته است، اما شاید چهار هزار آثار با ارزش وجود داشته باشد.
قدرت الله طاهری استاد دانشگاه شهید بهشتی در این مراسم با اشاره به اینکه بدون تردید در ۱۵۰ ساله اخیر از چهار پیچ تاریخی گذشتیم، گفت: اولین پیچ تاریخی، جنگ ایران و روس بود که گذشته ما را ۱۸۰ درجه تغییر داد و در نهایت به تاریخ مشروطه منجر شد؛ از دل انقلاب مشروطه به ۲۸ مرداد رسیدیم. انقلاب اسلامی نه تنها نوع نگاه و معرفت شناسی ایرانیان را به جهان اطراف دگرگون کرد بلکه سرنوشت ادبیات را در حوزه شعر هم توانست تغییر دهد. انقلاب یک گسست تمام عیار را از تجربه‌های پیشین نیافت و پیوند حداکثری با ادبیات قبل از انقلاب و گسست حداقلی را با آن دوران ایجاد کرد. انقلاب دو جریان ادبی نسبتا بانفوذ را به حاشیه راند؛ یکی از این جریان‌ها جنبش موج نو بود که در دوران انقلاب به حاشیه رفت که از دل آن شعر هجو و از دل شعر هجو، شعر تماشا به وجود آمده بود که رژیم سیاسی آن روزگار پشتوانه آن بود. این جنبش، جریان‌های فرم گرا را از صحنه خارج کرد و دومین جریانی بود که به حاشیه رفت.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه در دوران انقلاب دو اتفاق رخ داد، بیان کرد: ادبیات اصیل، انقلاب را به اصل ادبیات کلاسیک متصل کرد که آن هم ادبیات عرفانی را وارد خود کرد حتی غزل که بعد از دوران رضا شاه به کناره رفت در دوران انقلاب مورد توجه قرار گرفت. قطعه مثنوی و قصیده دوباره برگشت در آن دوران نوگرایان ما را با تجربه های اصیلی پیوند می دهند که با نیما آغاز شده بود و این تحمل صدای غیر در ادبیات بود.